مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
178
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - كوچ نكنند تا دربارهء دين ، دانش آموزند وچون بازگشتند ، قوم خويش را بيم دهند ؛ شايد آنها بترسند . » عرض كردم : « اگر دستهاى كوچ كردند وبعضي از آنها پيش از آن كه ( به شهر امام ) برسد وبداند ، بميرد ؟ » فرمود : « خداى جل وعز مىفرمايد : هر كه براي مهاجرت به سوى خدا ورسولش از خانهء خويش درآيد ، آنگاه مرگ وى فرا رسد ، پاداش أو به عهدهء خدا باشد . » ( 99 ، سورهء 4 . ) عرض كردم : « اگر بعضي از آنها به بلد امام رسيدند وديدند شما در خانهء خود را بسته وبه روى خود پرده انداختهايد ، ونه خود شما مردم را به سوى خود خوانيد ونه ديگرى ايشان را به شما راهنمايى كند ، به چه وسيله امام را بشناسند ؟ » فرمود : « به وسيلهء كتاب منزل خدا . » عرض كردم : « خداى جل وعزه ( در قرآن ) چگونه مىفرمايد ؟ » امام فرمود : « به نظرم پيش از اين هم در اين باره سخن گفتهاى ( از من پرسيدهاى ) . » عرض كردم : « آرى . » آنگاه حضرت آياتي را كه خدا دربارهء على نازل فرموده وآنچه پيغمبر صلى الله عليه وآله راجع به حسن وحسين عليهما السلام به على فرموده وآنچه را خدا به علي عليه السلام اختصاص داده ووصيتي را كه پيغمبر صلى الله عليه وآله راجع به أو نموده ونصبش فرموده ومصيباتى كه به آنها مىرسد واعتراف حسن وحسين را به آن ووصيتش را به حسن وتسليم كردن امر امامت را به حسين طبق قول خدا كه مىفرمايد : پيغمبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است وهمسران وى مادران ايشانند وخويشاوندان در كتاب خدا ، بعضي نسبت به بعضي سزاوارترند ( 6 ، سورهء 33 ) همه را ياد آور شد . [ فرمود : به ياد آور . ] تا معلوم شود امامت على وحسن وحسين عليهم السلام ، به دليل آيات قرآن وأحاديث پيغمبر صلى الله عليه وآله بوده واز آن پس ، به دليل آيهء شريفهء أولو الارحام . عرض كردم : « مردم دربارهء امام باقر عليه السلام اعتراض كرده ومىگفتند : چگونه شد كه امامت از ميان تمام فرزندان پدرش بهدر شد وبه وى رسيد ، با آن كه در ميان آنها كساني بودند كه از نظر قرابت مثل أو واز نظر سن بزرگتر از أو ( مانند زيد بن علي ) بودند . در صورتي كه امامت به كوچكتران از أو ( به واسطهء كوچكتر بودنشان ) نرسيد ؟ » فرمود : « صاحب امر امامت به سه خصلت شناخته مىشود كه مختص به اوست ودر غير أو نيست : 1 . أو نسبت به امام پيشين سزاوارتر ( نزديكتر ومنسوبتر ) از ساير مردم است . 2 . وصى اوست . 3 . سلاح ووصيت پيغمبر صلى الله عليه وآله نزد اوست . واينها نزد من است . كسى با من در اين باره نزاع نكند . » عرض كردم : « اينها از ترس سلطان پنهان است ؟ »